باد مرا با خود برده است
-
تاریخ: 1405/7/9 ساعت: 8:10
《 دلم می خواهد خودم را از تنم در بیاورم.آن قدر بشورم و بچلانم تا ته استخوان... که خاطره ها کف کنند و تمام خستگی ها و دردهایی که هیچ کدامشان اسمی ندارند؛ از لای انگشتانم بچکند و بروند... بعد خودم را مثل یک پیراهن کهنه...روی طناب حیاطمان پهن کنم و زمان آینده بیایم و ببینم؛ باد مرا با خود برده است.》 مر...
داغ که دارد
-
تاریخ: 1402/9/21 ساعت: 19:00
ناز کنی نظر کنی، قهر کنی ستم کنیگر که جفا گر که وفا، از تو حذر نميشودداغ که دارد اين دلم، داغ تو و خیال تو "بی همگان به سر شود، بی تو به سر نميشود" .مولانا + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 21:15 توسط پاییزان | Adblock test (Why?)
آه
-
تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 4:35
یک دفعه قرار بذارید بنشینیم آه بکشیم. احمدرضا احمدی
شعر نگفته
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 17:27
از تو تا منهزار دره ره استمن به رازِ شنفته می مانمتو به شعرِ نگفته می مانی.اسماعیل خویی + نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 16:29 توسط پاییزان | Adblock test (Why?)
دل مرده ام.
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 17:27
دل مرده ام،قبول.تو اما مسیح باشیک جمعه هم زیارت اهل قبور کن«مهدی نژاد» + نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۴۰۲ ساعت 21:27 توسط پاییزان | Adblock test (Why?)
مبتلا
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 17:27
چه کسی می دانستما بعد از خداحافظی،به چه چیز مبتلا می شویم؟احمدرضا احمدی + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۲ ساعت 15:2 توسط پاییزان | Adblock test (Why?)
دلخوشم با بوی پاییز
-
تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 8:42
غم کجا؟ خوب است حالمرو به راهِ رو به راهمدلخوشم با سادگیهادلخوشیها؛ نور و لبخنددلخوشیها؛ چای و باراندلخوشم با بوی پاییزچون هوای خوب آبان... + نوشته شده در شنبه یکم آبان ۱۴۰۰ ساعت 3:11 توسط پاییزان | Adblock test (Why?)
ای دلربا
-
تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 8:42
u200d در مجلسى از ژولیده نیشابوری پرسیدند، می توانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه "دل" در آن باشد و هرکدام معانی مختلفی داشته باشند؟ژولیده، رباعی زیر را در همون مجلس سرود :ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ، ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖﮔﻔﺘﻤﺶ ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ، ﺩﻟﺒﺮ ﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ...
پاییز یعنی تن پوش زیبای من!
-
تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 23:51
به نام خداوند آسمان و سلام بر پاییز امسال...!پاییز یعنی قصه ای از غصه لبریزپاییز یعنی اوج هنرسقوط برگی در تنپوش زردپاییز فصل اوج خوشبختیزیبا ترین نگیننگاه منتظر برگ روی زمینفروردین و مهر فصل چناراین
پاییز یعنی سقوط یک برگ از شاخه ی درخت!
-
تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 23:51
پاییز یعنی قصه ای از غصه لبریزپاییز یعنی اوج هنر سقوط برگی در تن پوش زردپاییز فصل اوج خوشبختیزیبا ترین نگیننگاه منتظر برگ روی زمین فروردین و مهر فصل چنار این طرف فصل رویشآن طرف افول بهارپاییز یعنی تن
چرا دوست ترا می دارم؟
-
تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 23:51
دانی که چرا دوست تو را می دارم ؟چون بی کسی خویش روا می دارماز کوی تو یک دم نروم جای دگربی خرقه و بی جام در میکده ام
به یاد نیما
-
تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 8:56
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟ کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من ز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیک به من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا من نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی...
عشق، در دلم جاری است
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
سکوت می کنم و عشق، در دلم جاری است که این شگفت ترین نوع خویشتن داری استتمام روز، اگر بی تفاوتم ؛ اما شبم قرین شکنجه، دچار بیداری استرها کن آنچه شنیدی و دیده ای، هر چیز به جز من و تو و عشق من و تو، تکراری استمرا ببخش ! بدی کرده ام به تو، گاهی
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت بر سینه می فشارمت اما ندارمت ای آسمان من که سراسر ستاره ای تا صبح می شمارمت اما ندارمت در عالم خیال خودم چون چراغ اشک بر دیده می گذارمت اما ندارمت می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان در باغ دل بکارمت اما ندارمت می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل بر سر نگاه دارمت اما ندارمت ...
كو همنفسي
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
كو همنفسي كه بوي درد آيد از او؟!صد پاره دلي كه آهِ سرد آيد از او؟!ميسوزم و لب نميگشايم كه مبادآهي كشم و دلي به درد آيد از او!گُل نيست چنين سركش و رعنا كه توييمَه نيست بدينگونه فريبا كه توييغم بر سر غم ريخته آنجا كه منمدل بر سر دل ريخته آنجا كه تويي...رهي معيري
تلخ با تو عزیزم...
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
به قدر خوردن یک چای تلخ با من باش که تلخ با تو عزیزم هنوز شیرین است
خدا هم بغض کرد...
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
پاییزم به زخم های جا مانده در دلم قسم به چشم های از شراب گریه لبریزم خدا هم بغض کرد وقتی شنید هیچ کجای دنیا دیگر به تو نمی رسم ... دنیا غلامی
کیستی؟
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
کیستی که من اینگونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم کلید خانه ام را در دستت می گذارم نان شادی هایم را با تو قسمت می کنم به کنارت می نشینم و بر زانوی تو اینچنین آرام به خواب می روم؟ کیستی که من اینگونه به جد در دیار رؤیاهای خویش با تو درنگ میکنم؟ کیستی؟ کیستی؟ احمدشاملو
ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻓت
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 19:45
ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ، ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖﮔﻔﺘﻤﺶ ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ، ﺩﻟﺒﺮ ﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﻝ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻓت ژولیده خراسانی